تکنو جو

رسانه فناوری و هوش مصنوعی

خانه
سبک زندگی
تاریخ و تمدن
سیاست و اقتصاد
دنیای هنر
انسان رسانه
تصاویر روز
صدای انقلاب

تکنو جو

رسانه فناوری و هوش مصنوعی

تکنوجو؛ رسانه تخصصی حوزه فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی — آخرین اخبار، تحلیل‌ها و رویدادهای دنیای فناوری را از ما دنبال کنید.

خدمات مشتریان

صفحه اصلی

درباره ما

تماس با ما

جستجو

hey
hey

«وقتی نوجوان‌ها هم پای کار دفاع ایستادند»

شهید علیرضا محمودی پارسا متولد سال ۱۳۴۸ بود و در ۱۳سالگی راهی جبهه شد. او به‌صورت داوطلبانه پنج بار در جبهه کردستان حضور یافت و یک بار نیز در عملیات مسلم‌ابن‌عقیل به‌شدت مجروح شد؛ اما پس از بهبودی، دوباره برای بازگشت به جبهه اصرار داشت.

تصویر معروف شهید پارسا، او را در حالی نشان می‌دهد که اسلحه‌اش را در آغوش گرفته و در کنار شنی تانک به خواب رفته است؛ تصویری که معصومیت یک نوجوان را در دل فضای سخت جنگ به نمایش می‌گذارد.

علیرضا در ۲۶ دی‌ماه ۱۳۶۱ عازم جبهه اندیمشک شد و سپس به منطقه عملیاتی فکه رفت. او در ۲۷ بهمن‌ماه، در جریان عملیات والفجر مقدماتی، بر اثر اصابت ترکش خمپاره از ناحیه شکم و سینه به‌شدت مجروح شد و به بیمارستان آیت‌الله کاشانی اصفهان انتقال یافت. پس از دو روز تحمل جراحات، در ۲۹ بهمن‌ماه ۱۳۶۱ به شهادت رسید.

از شهید علیرضا محمودی پارسا نوشته‌هایی نیز به یادگار مانده است. در نامه‌ای خطاب به همکلاسی‌هایش، از حال‌وهوای جبهه و رزمندگانی نوشته که برای دفاع از اسلام، از جان خود گذشته بودند:

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت برادران عزیز و همکلاسی‌های خوبم سلام عرض می‌کنم و امیدوارم که حال همگی‌تان خوب باشد و تحت توجهات مولایمان امام زمان با تمام قوا در راه استقرار یافتن هر چه بیشتر حاکمیت حزب‌الله بکوشید.

برادران خوبم من امروز بسیار خوشبخت و خوشحال هستم که خود را در جایی می‌بینم که شاید لیاقتش را ندارم. جایی که مملو است از جوانان عاشق، عاشق الله، عاشقانی از پیرمرد و جوان و کوچک و بزرگ که در راه فداکاری برای اسلام، از همه چیز خود گذشته‌اند و برای خدمت به اسلام در این‌جا گرد آمده‌اند و بهترین سرمایه‌ زندگی‌شان یعنی جانشان را در کف گرفته‌اند و حاضرند بدون هیچ چشمداشتی آن را در راه خدای خود فدا نمایند.

برادران عزیزم! من هر چه که بگویم اینجا چه خبر است باز هم کم گفته‌ام چون واقعیت امر این است که در تعریف جبهه و احوالات آن، هر زبانی کوتاه و هر قلمی عاجز است و هر چه من بگویم باز هم نخواهم توانست قطره‌ای کوچک از این دریای بزرگ معرفت و عشق را برای شما توضیح بدهم و با کمال اطمینان مجبورم اعتراف کنم که برادران اگر می‌خواهید بفهمید در جبهه چه خبر است فقط باید خودتان در جبهه حضور یابید تا این مسئله مهم را درک کنید.