دیگر ویدئو ها
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری بیداری ملت در وب سایت منتشر خواهد شدپیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری بیداری ملت در وب سایت منتشر خواهد شدپیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

گاهی یک صحنه که سالها بعد از پایان جنگ از دل خاک بیرون میآید، از صدها روایت درباره ایثار و شهادت گویاتر است.
سالها از پایان دفاع مقدس گذشته بود و گروه تفحص شهدا در منطقه چیلات، در نزدیکی دهلران، مشغول جستوجوی پیکرهای شهدای عملیات والفجر ۶ بود.
در جریان عملیات تفحص، پیکر دو شهید کشف شد؛ اما وضعیت قرار گرفتن آنها توجه نیروهای تفحص را به خود جلب کرد.
یکی از شهدا در حالت نشسته قرار داشت و پیکر شهید دیگر در کنار او بود؛ سر شهید دوم روی دامن شهید اول قرار گرفته بود.
پلاکهای شهدا بررسی شد:
۵۵۵
۵۵۶
دو شماره پشت سر هم.
با بررسی مشخصات، معلوم شد این دو شهید، دو همرزم معمولی نبودند؛ آنها پدر و پسر بودند:
شهید سیدابراهیم اسماعیلزاده موسوی
و
شهید سیدحسین اسماعیلزاده
پدر و پسری از روستای باقرتنگه بابلسر.
در روایتهای منتشرشده درباره این دو شهید آمده است که سیدحسین در میدان نبرد به شهادت رسید و پدرش خود را به او رساند. پدر، سر پسرش را روی دامن گرفت و در همان حوالی به شهادت رسید.
حدود ۲۵ سال گذشت…
تا اینکه گروه تفحص به منطقه بازگشت و پیکر این دو شهید را پیدا کرد؛ در حالی که وضعیت قرار گرفتن پیکرها، همان پیوند پدر و پسری را که سالها پیش در میدان نبرد شکل گرفته بود، نشان میداد.
پلاکهای ۵۵۵ و ۵۵۶ هویت آنها را آشکار کرد.
دو پلاک ساده، بعد از ۲۵ سال پرده از داستانی برداشتند که در دل خاک پنهان مانده بود؛ داستان پدری که حتی در آخرین لحظات زندگی، پسرش را تنها نگذاشت.
شهید سیدابراهیم و شهید سیدحسین اسماعیلزاده؛
پدر و پسری که سالها مفقود بودند، اما سرانجام با هم و در کنار یکدیگر به خانه بازگشتند.
“روحشان شاد و یادشان گرامی”
کپی